از نیستان تا مرا ببریده اند...


+ نمی دانم

جواب سلام را با علیک بده

       جواب تشکر را با تواضع،
             جواب کینه را با گذشت،
            جواب بی مهری را با محبت،
                     جواب ترس را با جرأت،
                         جواب دروغ را با راستی،
                             جواب دشمنی را با دوستی،
                                  جواب زشتی را به زیبایی،
                                        جواب توهم را به روشنی،
                                             جواب خشم را به صبوری،
                                               جواب سرد را به گرمی،
                                         جواب نامردی را با مردانگی،
         جواب همدلی را با رازداری،
    جواب پشتکار را با تشویق،
جواب اعتماد را بی ریا،
              جواب بی تفاوت را با التفات،
                جواب یکرنگی را با اطمینان،
                  جواب مسئولیت را با وجدان،
                    جواب حسادت را با اغماض،
                       جواب خواهش را بی غرور،
                          جواب دورنگی را با خلوص،
                            جواب بی ادب را با سکوت،
    جواب نگاه مهربان را با لبخند،
      جواب لبخند را با خنده،
          جواب دلمرده را با امید،
    جواب منتظر را با نوید،
جواب گناه را با بخشش،
 
هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابی بدهی ،یک روزی ، یک جوری ، یک جایی به تو باز می گردد ...
نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ سلووووووووووووووووووووووووووووم

یادته بهت گفتم من گوش میدم تو فقط حرف بزن

الان هم وقتشه

الان باز وقتشه که محکم محکم دستمو بگیری و منو ببری به هر سمتی که خودت می خوای

خودت همه چیو می دونی اما من مثل اینکه همه حواس پنج گانه یا شایدم ششگانه مو از دست دادم

خدایا همیشه باش زود بیا این بار دیر اومدی ولی اومدی عجب ناممکنی رو ممکن کردی

خدایا من نمی دونم چه جور ازت تشکر کنم

می دونی دوست دارم خدایا نذار بد بشه کمکم کن که متعادل باشم مثل قبل مثل قبل از همه این تغییرا

مثل قبل از..........................................................

خدایا توهستی و همین خوبه که تو همیشه هستی همیشه ی همیشه در دسترسی همیشه ی همیشه زودتر از همه جواب میدی

خدایا تو منو می بینی خدایا می شنوی خدایا بهترین راه رو برام پیش بیار راهی که لحظه مرگم زمان وصال تو باشه نه فراق عمیق تر

خدایا شاید دارم دور میشم ازت

نمی دونم هنوز می خوام باهات حرف بزنم با خود خودت با تویی که همه چیو می دونی دل تنگیمو می دونی دل خوشیمو می دونی گذشته حال و آینده رو می دونی خدایا تو خودت گفتی از رگ گردن به ما نزدیک تری ببین یاد گرفتم اینترنال و اکسترنال جوگولار وین و آرتری

خدای مهربون من تو همیشه صدامو شنیدی اینبار هم داری گوش میدی صدات تو قلبم می پیچه واستعینوا بالصبر و الصلاه خدایا باید صبر کنم آره؟؟خدایا کمکش کن

خدایا دلم تنگ شده واسه اون غریب خدایا حس غربت دارم و نیاز مند قربت

خدایا باید قولامو عملی کنم

کمکم کن درست تصمیم بگیرم و درست اجراش کنم درست و محکم

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

می دونم هی بهم تذکر میدی منم مثل این بچه سرتقا هی بازیگوشی می کنم اما خوبه که تو مراقبمی خدایا به نظرت من کی بزرگ میشم اصلا امکانش هست که بزرگ شم خدایا جان من چی خلق کردی هاااااااااااااااااا!!!شوخی شوخی با خدا جونم هم شوخی ؟؟خب نبتونم دوست بدارم واسه همین هم بخوام باهات شوخی بکنم خداجونی یادت که نرفته وقتی دیدمت چی ازت بخوام دوست دارم دوووووووووووست دارم

خداااااااااایا خوبه که خودت همه چیو می بینی و می دونی خوبه که الان دارم بدون وقت قبلی بدون اینکه وقت کس دیگه رو بگیرم بدون اینکه بخوام واست دلیل بیارم بدون اینکه بخوام امروز چی شد دیروز چی شد باهات حرف میزنم خدایا خوبه که دوست دارم خوبه که تو رو دارم خدا

خدایا یه راه بهم نشون بده یه چراغی رو تو ذهنم روشن کن

خدایا خداااایاااااا خداااااااااااا جونم خدااااایی تو هر نفس به خودت نزدیکترم کن خواهش

به هر قیمتی فقط به تو نزدیک شم همین برا همه زندگیم بسه همین جا بهت قول میدم

قووووووووووووووووووووووووووووووووووووول

نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ۱:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ چه شکر گویمت ای کارساز بنده نواز

خدااااااااااااااااااااااااااااایاااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت

خدااااااااااااااااااااااایا چه جوری ازت تشکر کنم

خدایا ممنونم ممنون

واقعا اگه تو بخوای فقط تو بخوای غیرممکن هم ممکن میشه

ایمان اوردم به کن فیکون

 

نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱۱
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خدایا

من جهد همی کنم قضا می گوید

بیرون ز کفایت تو کاری دگر است

***

من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع

او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد

***

منتظرتم خودتو نشون بده

توی تلخی یا شیرنی توی کدوم می خوای بیای؟

فقط بیا

بیا

نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٧
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خدایااااااااااااا

از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان

باشد کزان میانه یکی کارگر شود

***

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آنجا مگر شود

***

داره دیر میشه

زود

زود

این دیر شدن داره دورم می کنه

زود

منتظرم

نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢٦
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خدایا

سلام

داری باهام حرف می زنی

کمکم کن که تصمیم بگیرم

خوشم نمیاد از این وضعیت

یه حالت بدیه

نمیدونم ...

باید برنامه ریزی کنم

واسه خیلی چیزا

کمکم کن

مثل همیشه

و بدون خوب باشم یا بد دوست دارم

نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢٥
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خدایا

سلااااااااااااااااااااااااااااام

خونه

هیج جا خونه نمیشه

چقدر آرومم می کنه خونه صبح با صدای اعضای خونواده پاشی و مامانت منتظر مونده باشه با تو صبحونه بخوره

خدایا شکرت

خدایا دوست دارم

خدایا درسته حال و حوصله مهمونی رفتن و صحرا رفتن و ندارم

درسته در مقابل این همه اصرار اونم من که همیشه خواستم  جمع باشیم ساکتم و باز خونه می مونم

اما خوشحالم خوشحالم از این خنده ها

خدایا ترم٣ عجب ترمی بود

یعنی میشه من این یه سال و واسه همیشه فراموش کنم

خدایا بهم کمک کن

خییییییییییییییلییییییییییییییی بهم کمک کن

کمک کن به برنامه هام عمل کنم

و راه راست و بهم نشون بده

خدایا دل تنگیم واسه...رفع نمیشه

دوس دارم بشینم باهاش حرف بزنم اونقدر حرف بزنم که...........

دلم واسش تنگ شده بهش بگو

بهش بگو دلم واسش تنگ شده

نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/٢۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ خدایا

سلام

این سلامم کاملا از سر دلتنگیه خودتم خوب می دونی

خسته شدم

با اون غریب هم حرف زدم بهش گفتم که باهام باشه

بهش گفتم قول

ولی

حالم بده خدا

حالم بده

ببین حال بنده ت بده

چه بد روزگاری بود این مدت

دوس دارم برم خونه

دیشب همه جمع بودن اونم بود ساعت ١٠ می خواست بره خونه مون مامانم گفت

چقدر دلم واسش تنگ شده چقدر جلو چشامه

خدا کمکم کن

هر چی خودت بخوای

سمعا و طاعه!!!!!!!!!!

خدایا سه روز دیگه مونده به شروع ...

دوست دارم و دوست داشتنمو بهت ثابت می کنم خدای خوب من

نویسنده : دوست کوچک خدا ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱۱/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

← صفحه بعد